د لــ ــتــ ــنـ ـگ

دلتـ ـنگ یعنیـــــــ ... روبــ ـــــــروی دریــ ـا ایستاده باشــــ ـی و خاطره ی یــک خیابان خفه ات کند........

دلتـ ـنگ یعنیـــــــ ... روبــ ـــــــروی دریــ ـا ایستاده باشــــ ـی و خاطره ی یــک خیابان خفه ات کند........
شیــ ـشـ ـه را غبار گرفــ ـت...
هوا بدجــ ــور گرفــ ــته بود...
روز به روز بر لایــ ــه های غبــــ ـار افزوده میشــــ ــد
من همچنان پشــ ــت شیشه سرشــ ــار از انتظــــ ـارم
شیشــ ـه از شـ ـدت غبار...شد دیوار...

دیروز تنــ ـــهاییم به کافه اومده بود
بارونیه مشکیه بلــــــ ـــــــند همیشگے تنش بود
صد دفه بهش گفتم این شلوارو با این بـــــارونے نپوش!!
کلاشو تا رو چشمــ ـــ ــاش پایین اورده بود
خجالت میکشید انگار ازم
از بے معرفتیش! :|
خیلی وقت بود که به کافه سرنزده بود
انگار میخواست من بین ادمای زندگیم غرق بشم
میدونستم مثه همیشه اسپرسو سفارش میده
تو یه فنجون به بزرگــــــ ـــــــــ ــیه کلاش...
..........دیوانس این مرد..........
تلخ تلخ تلخ با شــــــــ ــکر فراوون
فنجونو گول می زنه انــ ـــــگــ ـــار
دستمو زیر چونش گذاشتــ ـمو
ســرشـ ـــــــو بـ ــــالا اوردم
پیرتر و تکیـ ـده تر شده بود
اماصورتش خوب سرخ بود
چشامون که بهم افتاد
.
.
.
یقه بارونیشو داد بالا و پاشد رفت!![_]c

نگــ ــارنوشت:
+1: وقتی چیزی توے کلم نیست که بنویسمش یعنے :|
+2: این پست نظر نداره چون بے هوا بود....حرفی بود بقیه پستام ازاده!!
+3: اون نقطه چینا.....هرکی واسه خودش :)
ما با هم دوست خواهیم ماند
و با یکدیگر غریبه خواهیم شد...
چیزی که باید باشد.
ما همچنین نمی خواهیم که حقیقت را مبهم و یا پنهان کنیم
تا به خاطر آن شرمنده شویم...
ما دو کشتی هستیم که هر کدام مسیر و هدف خودش را دارد...
و در نهایت...
ما با یکدیگر بیگانه می شویم...
چرا که این قانونیست که ما وضع کرده ایم.
خدا دل شکسته ام را که دید
معجزه اےِ کرد و
تـــــــــــــــــــــــــــو را
براےِ عاشق شدن..
براےِ مــטּ افـــرید!
میلادت مبارکــــ مرد شعرهاےِ مـטּ!
وبلاگم برای تولد اپـــ شد!
کامنت ها پاسخ داده شد!:)

در پیچ و خم ابرویت
قَهـــــوه خــــانـهـ ـي عــــشـــــقـــ خودنمایی می کرد ...
قـلیان محـبـتـت
خـفه ام کـــرد!

اكنونـ
دوديـ كه مصرف ميـكنم
چـــ فرقيـــ دارد كه سيگار باشد يا قليانــــ؟
مهم اين است كه
ديگر نيستيــــ تا بوســــه بارانت كنم
و اينگونـــهــــ
مجبورمــــ خاطره هـــايت را دودكنـــم....
که با ابـزار مردانه اش
انـقدر من رو پیـچـوندی
که احساس دوست داشتـنم هـَرز شده...
دیگـه هیچ تابلو عاشقـانه ای روم نصـب نـمی شه.
تـا بـشـنوی
رفــتار عاشقـانـه ام را!
بــــو می دهد عـشـقم
چـه سود
کـه سـرما خـورده ای.
دماغ ِ درکت کیپ شده،
چشم عشقت کور ...
گــفته بـودم عـاشق نباش
دوست باش
یار باش ...
... همراه
شانه
کدئین
لبخند
- دلیل -
نفازلین
منطق ..
بـــــاش
فقط آه
که نشد
ای کــــــــاش ......

هــِے ڪآفـِﮧ چـے !!
میزـهـآیتـ رـآ تَڪ نـَفرِه ڪُنـ !!
نِمے بـینے !
هَمـِﮧ تَنهـآییـمـ ...
ارز ِ تـوجـهت گــران شد!
بـی آرایـش هـم خـریـدار داشتی،
حـالا بـا این خـط چـشم و سایـه
چـه کـرده ای را
نـمی دانی!
بـا عـرضه ی هر سهم از لبـخـندت،
ارزش ِ کـل سهام بـورس دافـــ را تــکان داده ای
قـصد فـروش هـم نـداری
نـیازی بـه فــروش نیـست،
تـا وقــتی مــرا داری ....
هـرچـه کـپسول ِ دوری خـوردم
افــاقـه نـکرد.
زیـر زبـانی
اگـر
بـخورم زبـانـت را
آرام می شوم!
بـستری ات شده ام،
دکــتر دل
جـهت ِ تـرخیـص،
روزی سه وعـده
- تــو - را تـجویـز کـرده ...
صبـح هـا؛
شراب ِ لـبـت.
عصرهـا؛
پـرسه دور و وَرت.
شب هـا؛
سمـفونی بـا تـخـت و تـنت.

عَطـرهــآ بـﮯ رَحمـ تَرینـ عَنـآصُرِ روـﮯ زَمینَـ اَند
بـﮯ ـآنڪِـﮧ بِخوـآهـے ...
مـﮯ بَرندَتـ تـآ قَعـرِ خـآطِرـآتـﮯ ڪِـﮧ ...
بَرـآـﮯِ فَرـآموشیشـآنـ تـآ پـآے غُرور جَنگـیدِه اے !!
آی ادمهــ ــا
حیف این کافه نیست...؟!!
جای غـــ ــ:(ــ ــم خوردن باشد؟؟!
انقدر دوست دارم...
صدایم کنــ ــید:
هے کافه چی...
دو فنجان لبخــ ــ:)ــ ــند نوشیدم
با کیــ ـک توت فرنگے
صورتحساب لطفا!! [_]c
نگــ ـارنوشت:
+ روی هر میز دوتا بادبزن.....
به افــ ــتخار ورود تابستون :)
مــن از تــــکرار ِ نـــام ِ تــو
در قـــلـــب ِ خــویــــش
هـــزار شــــــعر
میســــازم
تـــو
بـه ایـــن دســت ســـازه هـــای ِ مــن
نــخـــند
عشــــق را
صادقــــانه
بـــــاور کــــن ...

مـ ن بـ ی تــ و شعـ ر خـ واهـم نوشـ ت
تــ و بـ ی مـ ن چـ ه خواهـ ی کـ رد ؟
اصلـ ـا یـ ـادت هسـ ت کـ ه مـ ن نیستـ م ؟!
مـ ن دوسـ ت دارم از ایـ ن دل کنـ دن های نفـ سگیـ ر بـ ه جایـ ی برسـ م
من عاشــق یــک مرد خــردادم !
اون مــرد که قد بلنــدو شیــک پوشه
لحن صداش سنگیــنو آرومــه
اون که فقــط بارونـــی مــی پوشه
دلواپــس روزای بــی اونــم ...
دلواپس فضــای این کـــــافه !!!
اینو میدونـــم آخــرش مــیره ...
اون روزی که ایــن آسمــون صـــافه
مســافر این شـــهر آلـــوده ســـت
مســافر تهـــران بــی رویـــا ....
اینـــو میــدونـــم آخــرش میـــره !
اینـــو میدونـــم میــره از اینـــجا !
+روز مرد مبارکـــ!