پلنــگ وحشــى
آغوشت زمستان بود
گهواره اي براي زمين خوردن
قلبم را پاشيدم
روي گونه ات
موهاي بريده ام را
پيچيدم دور تنت
سرد بود
مي داني؟
در من
پلنگي وحشي
خميازه مي کشيد
شکار چنگي به دل نزد!

+ نوشته شده در ساعت توسط ـ♥پـرنسســ مــــــونالیزا
|