X
تبلیغات
♨کـآفــه پٍٍـــرنـســــــ♨


♨کـآفــه پٍٍـــرنـســــــ♨

کــافه اے با تلخ ترینــ عطــر دل تنگے ...

http://s4.picofile.com/file/7868333652/547g_12_.jpg

سلام به همــ ه دوستاي قديمي و جديد

دوسال از ساخته شدن کافه پرنس گذشت

اینجا پر شد از خاطره  دوستایی که اومدن و رفتن!

اينجا مدتي سوت و كور شده و من براش تصميمات جديدي گرفتــم!

كافه پرنس از همه دوستاي هنرمند و فعال دعوت ميكنــ ه كـ ه جمع بشن و تو بخشهاي مختلف كه دوست دارن فعاليت كنن!

 

موضوعاتـــ:


 

و موضوعات ديگه هم با توجه به پيشناهاد اضافه ميشه!

از كافه چي هاي قديمي كه تمايل به ادامه فعاليت دارن ميخوام كه اعلام كنن و بخش مورد علاقشون به من بگن !از دوستان تازه وارد هركس مايل به همكاري و راه انداختن مجدد كافه بود به من بگه تو چه بخشي ميخواد فعاليت كنه!نظراتتون در همين پست بدين پاسخ هم زير كامنت داده ميشه !آدرس ايميل يا وبلاگ فراموش نشــ ه!

+ادامـــــ ـ ه مطلبـــــ توضيحاتــ بيشتر درمورد روش پست گذاري جديد براي دوستان قديمي و جديد


ادامه مطلب
ـ♥پـرنسســ مــــــونالیزا | |






روی تخت دراز کشیده ام

پنجره اتاق

قاب رنج است و خزان.

تو آخربن برگی

آخرین برگ داستان "ا.هنری"

...اگر بیفتی من می میرم
رسول یونان

HARR | |





مي توانم

به قهوه روي ميز فکر کنم

به خودم که مي سوزم

به سال هاي گم شده در فنجان . .

به مردي که با سيگارم دود مي شود

يا دورتر بروم

نزدیک ِ کافه !

نزديک کودک فال فروشي که با چراغ سبز شده به آسمان رفت . .

و زنی

با مانتويی به رنگ چراغ قرمز

که به بوق ها لب خند مي زد !

یا نزديک جنازه اي باد کرده در جوي آب

نزديک زميني که

رنگ آسمان را سال هاست از ياد برده است . .


مي توانم

از در کافه بيايم داخل

باز گردم

در پيراهن خودم

پشت ميز خودم


زنده گي همين است . .

طعم سرد همين فنجان اسپرسو .

ـ♥پـرنس نـــوا | |





تابستان خود را چگونه گذراندید؟!

خیلی دلم میخاد تو دانشگاه یه واحد برای انشا باشه

حالا که میخام بنویسم تا این کلمات دیوونم نکنن،‌زنگ انشا نداریم!

از فراز به فرود

امتحانات پایان ترم و نمرات ثبت نشده!

مصادف بودن روز تولد با ارائه‌ی پروژه در دانشگاه

رمضان و مروری بر فرار از زندان!

حس خوب آرامش کنار ساحل دریا زیر آفتاب گرم

زیارت سحرگاهی امام هشتم که لذت خودشو داره

در تکاپوی تدارک جشن واسه آبجی

جلسات هم اندیشی با استاد سمینار برای انتخاب موضوع پروژه

یک روز عالی برای خانواده در آخر هفته

و شروعی دوباره برای سمینار و پروژه و شاید دکترا!

.

.

.

تابستانی گرم بود..

و اکنون .. سردرد در اولین شب پاییزی!

ـ♥پـرنســ ـــ ـ آروىن راد | |








میگویند شـــهـریــــور قصّه های زیادی برای گفتن دارد ...

و من ...

سی و یکمین قصّه از قصّه های آنم ...


+ چقدر کافه سوت و کوره

♥پـرنسســ مــــــآری | |